بررسی نقش عملکرد خانواده و افسردگی در پیش بینی گرایش به مصرف مواد در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر برازجان
کلمات کلیدی:
عملکرد خانواده, افسردگی, گرایش به مصرف مواد, دانش آموزان, جنسیتچکیده
این پژوهش با هدف بررسی نقش عملکرد خانواده و افسردگی در پیش بینی گرایش به مصرف مواد در دانشآموزان متوسطه دوم شهر برازجان انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان متوسطه دوم شهر برازجان در سال تحصیلی 403-404 بود که از میان آنها، نمونهای به حجم 300 نفر (147 دختر و 153 پسر) به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه سنجش خانواده (FAD)، پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و مقیاس آمادگی به اعتیاد (APS) استفاده گردید. دادههای گردآوریشده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و آزمون تی مستقل تحلیل شدند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که عملکرد خانواده و افسردگی، پیش بینی کننده های معنادار گرایش به مصرف مواد هستند (p<0/001 ،f=759/844) و در مجموع 5/83 درصد از واریانس گرایش به مصرف مواد را تبیین میکنند. همچنین عملکرد خانواده به عنوان یک کل، توان پیشبینی کنندگی معناداری برای گرایش به مصرف مواد داشت (r=0/913). بین سطح افسردگی و گرایش به مصرف مواد نیز همبستگی مثبت و معناداری مشاهده شد (r=0/829). علاوه بر این، تفاوتهای جنسیتی معناداری در عملکرد خانواده و افسردگی مشاهده گردید؛ به گونه ای که دانشآموزان دختر عملکرد خانواده مطلوبتری گزارش کردند، در حالی که پسران سطوح بالاتری از افسردگی و گرایش به مصرف مواد داشتند. به طور کلی، یافته ها نشان داد که عملکرد مطلوب خانواده نقش محافظتی مهمی در برابر گرایش به مصرف مواد دارد و افسردگی می تواند به عنوان یکی از عوامل خطر مهم در این زمینه شناخته شود. همچنین تفاوتهای جنسیتی به دست آمده ضرورت توجه به برنامههای پیشگیرانه و مداخلاتی متناسب با ویژگیهای هر جنس را برجسته میسازد.
دانلود
چاپ شده
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 مجله علمی مطالعات پژوهشی در روانشناسی آینده

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution 4.0 می باشد.



